كربلا يعني

ًwww.muslimblog.blogfa.com

به مویه های غریبانه قصه پردازم
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم
به کوی میکده دیگر علم برافرازم
که باز با صنمی طفل عشق می;بازم
عزیز من که بجز باد نیست دمسازم
صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم
شکایت از که کنم خانگیست غمازم
غلام حافظ خوش لهجه خوش آوازم
فلسفه عزادارى بر امامان چيست؟ عاشق اگر عاشق باشد، خود مى گريد پس چرا با برانگيختن احساساتش اشكش را در بياوريم و آيا اين اشك ها نقش تربيتى دارد؟
پاسخ: مساله گريه و عزادارى بر حضرت سيد الشهدا عليه السلام از افضل قربات است و فلسفه هاى سازنده و تربيتى متعددى دارد از جمله:
1 - زنده داشتن ياد و تاريخ پرشكوه نهضت حسينى.
2 - الهام روح انقلاب، آزادگى، شهادت طلبى، ايثار و حقيقت جويى.
3 - پيوند عميق عاطفى بين امت و الگوهاى راستين.
4 - اقامه مجالس دينى در سطح وسيع و آشنا شدن توده ها با معارف دينى.
5 - پالايش روح و تزكيه نفس.
6 - اعلام وفادارى نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم و ... اما اينكه اشك و گريه خود به خود به وجود مى آيد يا بايد با تلقين و برانگيختن احساسات ايجاد شود، مقوله ديگرى است.
مسلما هر مسلمان پاك طينتى با يادآوردن مصائب ابا عبدالله و عظمتى كه آن حضرت به وجود آورد، اشك سوز و گاه اشك شوق مى ريزد، ولى مجالس روضه خوانى نقش تذكار و يادآورى دارند نه تلقين و اين با خواندن روضه هاى صحيح و واقعى به دست مى آيد، نه پيرايه ها و خرافات. در ضمن خلاقيت هنرى مانند بيان كردن حقايق با اشعار زيبا يا صداى خوب نيز مساله مهمى است و نقش بسيار ارزنده اى در جذب توده ها و سيراب كردن عواطف دارد.
اصولا يكى از روش هاى بلند دين بويژه اسلام آن است كه همه چيزش با هنر آميخته شده و همراه با زيباترين آفرينش هاى هنرى توانسته است حقايق بلند را شيره جان مردم سازد و در اعماق وجود آنان جايگزين كند.



طوعه ميگويد: مدام ميديدم كه حضرت مسلم (ع) نماز ميخواند و زمزمه ميكند و ذكر ميگويد (شايد با خود زمزمه ميكند كه) اي كاش! براي پسرعمويم نامه نمينوشتم و ... اين كوفيان كه وفا ندارند.
هيچ ياري ندارم و جايي هم ندارم، حتّي مثل عموي غريبم (امام علي (ع) كه بتوانم از شهر بيرون بروم و دردهايم را به چاه بگويم.
چنان مضطر شد و ... سمت قبله نشسته (و ذكر ميگويد(
(شايد يكي از ذكرهايش اين بود كه) اي كبوتر حرم خدا! نيا كوفه، نيا كوفه، نيا كوفه.
عجيب است، چرا كه حضرت مُسلم، عاشقي است كه به خاطر عشقش يابد غريبانه كشته شود (و شايد به همين جهت) تنهايي به كوفه رفته است (به دستور امام(
در روايت آمده كه:
در مسير راهش به كوفه، قاصد و همراهي كه با او بود از شدّت تشنگي وفات نمود (از ادامهي مسير بازماند)
حضرت اين پيش آمد را به فال بد گرفت، از همين رو نامهاي براي امام نوشت و فرستاد كه: آقا جان! اگر اجازه ميدهي من برگردم.
)به دلش افتاد كه ديگر امام را نميبيند(
(شايد) امام جواب داد كه: وعدهي ما كوفه (يا شام) باشد. (امّا امام به كوفه كه نيامد۰)
اين چه وعده بود؟
وقتي سرِ ابيعبدالله (ع) همراه كاروان اسيران در مسير ورود به دروازه كوفه (يا شام) رسيد روبهروي سرِ مسلم (ع) قرار گرفت و ...


امام حسين (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجري در مدينه به دنيا آمد. رسول خدا (ع) نام اين فرزند زهرا (س) را حسين نهاد وي مورد علاقه شديد پيامبر خدا(ص) بود و آن حضرت دربارة او فرمود: «حسين مني و انا من حسين....» و در آغوش پيامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود در دوران پدرش علي بن ابي طالب (ع) نيز از موقعيت والايي برخوردار بود، علم، بخشش، بزرگواري، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگيري از بينوايان، عفو و حلم و .... از صفات برجسته اين حجت الهي بود. در دوران خلافت پدرش در كنار آن حضرت بود و در سه جنگ «جمل»، «صفين» و «نهروان» شركت داشت.پس از شهادت پدرش كه امامت به حسن بن علي (ع) رسيد همچون سربازي مطيع رهبر و مولاي خويش و همراه برادر بود پس از انعقاد پيمان صلح (صلح امام حسن (ع) با معاويه حاكم شام) با برادرش و بقيه اهل بيت (ع) از كوفه به مدينه آمدند. با شهادت امام مجتبي (ع) در سال 49 يا 50 هجري (كه به دست همسرش جعده، دختر اشعث بن قيس الكندي مسموم شد و پس از چهل روز به شهادت رسيد. معاويه با توطئه به ازدواج درآوردن يزيد با جعده اين كار را تدارك ديد). بار امامت به دوش سيدالشهدا قرار گرفت. در آن دوران ده ساله كه معاويه بر حكومت مسلط بود، امام حسين (ع) همواره يكي از معترضين سرسخت نسبت به سياستهاي معاويه و دستگيريها و قتلهاي او بود و نامه هاي متعددي در انتقاد از رويه معاويه در كشتن حجربن عدي و يارانش و عمروبن حمق خزاعي كه از وفاداران به علي (ع) بودند و اعمال ناپسند ديگر او نوشت. در عين حال حسين بن علي (ع) يكي از محورهاي وحدت شيعه و از چهره هاي برجسته و شاخصي بود كه مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموي (حكومتي كه از سال 41 هجري با معاويه اولين خليفه اموي شروع مي شود و تا سال 132 هجري ادامه مي يابد) از نفوذ شخصيت او بيم داشت با مرگ معاويه در سال 60 هجري يزيد به والي مدينه نوشت كه از امام حسين (ع) به نفع او بيعت بگيرد اما سيدالشهداء كه فساد يزيد و بي لياقتي او را مي دانست، از بيعت امتناع كرد و براي نجات اسلام از بليه سلطه يزيد كه به زوال و محو دين مي انجاميد، راه مبارزه را پيش گرفت از مدينه به مكه هجرت كرد و در پي نامه نگاريهاي كوفيان و شيعيان عراق با آن حضرت و دعوت براي آمدن به كوفه آن امام ابتدا مسلم بن عقيل را فرستاد و نامه هايي براي شيعيان كوفه و بصره نوشت و با دريافت پاسخ كوفيان در بيعتشان با مسلم بن عقيل در روز هشتم ذيحجه سال 60 هجري از مكه به سوي عراق حركت كرد.
پيمان شكني كوفيان و شهادت مسلم بن عقيل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سيدالشهدا كه همراه خانواده، فرزندان و ياران به سوي كوفه مي رفت، پيش از رسيدن به كوفه در سرزمين «كربلا» در محاصره سپاه كوفه قرار گرفت. تسليم نيروهاي يزيد نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمين، مظلومانه و تشنه كام، همراه اصحابش به شهادت رسيد. از آن پس كربلا كانون الهام و عاشورا سرچشمه قيام و آزادگي شد و كشته شدن وي سبب زنده شدن اسلام و بيدار شدن وجدانهاي خفته گرديد.(1)
خون او تفسيراين اسرار كرد ملت خوابيده را بيدار كرد(2)
ـ اصحاب شهادت طلب و با وفاي سيدالشهداء(ع) نمونه بارز آگاهي، ايمان، شجاعت و فداكاري بودند .... آنان كه در ركاب سيدالشهداء به فيض شهادت رسيدند جمعي از بني هاشم بودند. جمعي از مدينه با آن حضرت آمده بودند، برخي در مكه در طول راه به وي پيوستند. برخي هم از كوفه توانستند به جمع آن حماسه سازان شهيد بپيوندند. كساني هم در راه نهضت حسيني، پيش از عاشورا شهيد شدند،كه آنان نيز جزء اصحاب او به شمار مي آيند. (چون مسلم بن عقيل و قيس بن مسهر صيداوي و ...) (3)
ـ مدت قيام امام حسين (ع) از روز امتناع از بيعت با يزيد تا روز عاشورا 175 روز طول كشيد (12 روز در مدينه، 4 ماه 10 روز در مكه، 23 روز در بين راه مكه تا كربلا و 8 روز در كربلا از 2 تا 10 محرم) (4)
سلام
با عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن ایام سوگواری سیدالشهداء خدمت حضرت آیت الله خامنه ای و محضر مقدس قطب عالم امکان حجه بن الحسن العسکری ارواحنا فداه
ان شا الله میخوام تو این دهه یک سری مطالب علمی تاریخی درباره محرم بنویسم.
محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.
سلام بر حسین (ع}


جعلت فداک یا ابا عبدالله الحسین (ع)
.
جلوه عشق خدایی، مدد ارباب حسین(ع)
رابط صدق و وفایی، مدد ارباب حسین (ع)
تو نمازی تو نیازی، حرم الله تویی
ذکر هستی و دعایی، مدد ارباب حسین (ع)
بر مریدان شهادت تو دلیل راهی
ای که شاه شهدایی، مدد ارباب حسین (ع)
به شجاعت،به سخاوت،به عنایت،جانا
شهره در ارض و سمایی، مدد ارباب حسین (ع)
دردمندان غمت را به شفاخانه عشق
تو طبیبی تو شفایی، مدد ارباب حسین (ع)
خضر از سینه زنان حرم وصل تو بود
چشمه آب بقایی، مدد ارباب حسین (ع)
میکده هیئت و می اشک و دو دیده ساغر
ساغی بزم ولایی، مدد ارباب حسین (ع)
تا قیامت دلش از غربت تو می سوزد
هرکه شد کرببلایی، مدد ارباب حسین (ع)
دل به بین الحرمین غم تو خو کرده
حرم عشق خدایی، مدد ارباب حسین (ع)
لحضه مرگ که نومید شود از همه دل
گل امید کجایی، مدد ارباب حسین (ع)
وقتي زمان روضه ات آغاز مي شود
اندازه بهشت دلم باز مي شود
وقتي دلم به اشك غمت شستشو گرفت
اين دل چقدر پيش خدا ناز مي شود
وقتي كه درد پيش مداواي تو رسيد
ديگر خودش طبيب شفاساز مي شود
وقتي كه شاه كليد ادب را به من دهي
درهاي آسمان برويم باز مي شود
توحيد هر كجا به سر ماذنه رود
با لحظه لحظه ذكر تو دمساز مي شود
در پاي منبر تو دلم را نشانده ام
اينجا سخن به نام تو اعجاز مي شود
با ذكر روضه هاي تو بعد از هزار سال
آري خدا هم از تو سر افراز مي شود
مرا درد و مرا درمان حسين اســت مـرا اول مـــــــــــــرا پايان حسين است
دل هر کـس به ايماني سرشتـــــه مرا هم دين و هم ايمان حسين است
همه عالم به اذن حق تعالــــــــــي چو عبدي سر به فرمان حسين است
بهشت و جنت و فردوس اعــــــــلا همه معلــــــــــول پيمان حسين است
براي هر دلي جانان و جانـــــــــــي مرا هم جان و هم جانان حسين است
عقول جن و انس و هم ملائــــــک به حق . حق که حيران حسين است
چو خواهم روضه ي رضوان به فردا که من را روضه ي رضوان حسين است
چرا عالم ز جانش نـــــــــــاله دارد مگر او هم پريشان حسين است
اگر خواهي ز حال عبد مســــــکين خوشا حالش که مهمان حسين است
